35

در دلم دیگر چیزی یافت نمیشود

جز غم نبود تو.

چه روزهای سختی است وقتی نیسی.

من جهنمم را بدون تو دیدم.

من جهنم زندگی ام را دیدم.

نبود تو جنهم.

------------------------------

دوستان این وبلاگ برای دل خودمه و توش از غمهام مینویسم. اصلا هم ادعای شاعری ندارم. تو دلم هرچی باشه اون رو مینویسم.

------------------------------

او رفت برای همیشه. و منو تو این روزهای پر از درد تنها گذاشت. نمیدونم واسه چی این همه نقشه کشیدیم برای باهم بودنمون. اصلا نمیدونم چرا جا زد؟

اصلا تقصیر پدر مادرشه. اگه اونا تنهاش نمیذاشتن، اگه از پیشمون نمیرفتن ما بازهم میتونستیم با هم باشیم.

میخوام نبخشمشون. میوخوام بهم بدهکار باشن.

خدایا حکمت این کارت چی بود؟

افسوس

/ 2 نظر / 9 بازدید
ل.ع

یه روز تو دفتر خاطراتم نوشتم فکر میکردم تو همدردی ..اما نه ..تو هم دردی!! اون لحظه یکی از تلخ ترین لحظات زندگیم بود.... هنو تلخیشو حس میکنم! اما امروز که به عقب نگا میکنم مبینم گاهی نبود یک آدم چیزی رو بهمون یاد میده که با بودنش هیچ وقت یاد نمیگرفتیم